عاشق!!!
اینم یه شعربرای عاشقای تنها
پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم روبه اخرتوبیا شروع من باش
شبواز قصه جدا کن چکه کن تو باور من
خط بکش رو جای پای گریه های اخرمن
اسمتوببخش به لبهام بی توخالی نفسهام
خط بکش روباورمن زیر سایه بون دستات
خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب توطلوع زندگی باش
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت
9:3 توسط سمیه |

